اول اینا رو ببینید و لذت ببرید : )
و
و میز نسبتا بهم ریخته.
با نصف دستمزد ظروف مسی، این کتابا رو خریدم. دوست دارم بعد از تذهیب، نگارگری رو شروع کنم و احساس نیازی بود که لازم دونستم الان که توان خریدشونو دارم، اینا رو تهیه کنم. : )
اگر همت کنم، میخوام توی نمایشگاه اردیبهشت سال بعد شرکت کنم و باید از چند وقت قبلتر، شروع میکردم به طراحی تذهیب و عناصر کاربردیش و چیدمان طرحی که مورد پسندمون واقع بشه اما همش دو دو تا چهارتا میکردم و بین استفاده از طلا و گواش طلایی، دو دل بودم. امروز که با بچهها سر صحبتش باز شد، قرار شد فعلا از ب بسم الله شروع کنم تا بعد ببینم چی پیش میاد :دی
از دیشب یه نمه اینستاگرام و تلگرام برام وصل شدن، اما بعد قطع شد و دیگه نتونستم وصل بشم البته بقول سمیرا خیلیم تلاش به وصل شدن نمیکنم.
+ بهم بگین آخرین کتابی که خوندین چی بود؟ اگر مقدور بود در حد یه جمله، یه خط یه پاراگراف :دی ازش بگین ; )
کلاه شالگردن خریدم. داخل کلاهش خز داره و ازین شل ماشولاست که از سر آویزون میشه : ))) خوشم اومده ازش.
این چند وقت که هوا سرد بود مقاومت خاصی نسبت به خرید یا استفاده از کلاه و شال دستبافم داشتم. اصلا چرا باید شال یه رنگ باشه، کلاه یه رنگ دیگه : )))))) خر هفت رنگ میشدم قشششششششنگ
++ یه تشویق نداره؟ امروز از خونه تا سرکارو با مترو و اتوبوس رفتم. :دی کوه کندم ولی راضیم. : )))))
اگه نمیدونید قضیه چیه، ارجاعتون میدم به این پست قبل


