پنجشنبه ۹ فروردين ۹۷
۱- چرا این تعطیلات لعنتی تموم نمیشه؟
دلم برای شیطنت بچه ها تنگ شده.
انقدر که به بچه ها نگفتم خاله، شب مهمونیِ خونمون، هی به دختر خاله م که ده سالشه می گفتم فهیمه خاله نکن :| فهیمه خاله جورابم پای دره بدش من. فهیمه خاله... فهیمه خاله... اصن یه وضی... آخر سرم اعتراض کرد و گفت تو دختر خاله می نه خاله 😁
۲- وقتی از نظر روحی در بدترین حالت ممکن باشم رونویسی گلستانو انجام نمیدم. هم حسش نیست و هم از این کارم مثل شبای قبل لذت نمی برم، برای همین به شب بعد موکول می کنم.
۳- بالاخره بعد پنج شش ماه یه عروسی دعوت شدیم -_- اونم کِی؟ جمعه واسه ناهار :|